باران
غروب برات چه سخته وقتی غریبه باشی, وقتی عزیزی داری ولی پیشش نباشی
سلامتی ِ اون رفیقی که "مجـازیه"... اما یه جوری واست "سنگ صبوره" ، که همه ی رفیقای ِ واقعیت ، به گـــرد ِ پاش نمیرسن.. اگه تو هم همچین رفیقی داری : بزن لایکو به افتخارش بچه ها این پست ثابته . پستهای جدید زیر این پست قرار میگیرن • اینقدر...ورق های زندگیم را... • حکم...همان دل است...! از اول هم زندگی من با دل شروع شد . • اگر دل نداری بازی را تمام کن حوصله ات که سر می رود با تو زندگی کرده ام خبری ازت نبود و خیلی بی تاب تو بودم آرزوم بود که من امشب پیش تو وایساده باشم تو میخندی و من از دور دارم اشکامو میریزم سر تره ازم میدونم اون که میخواستی همونه ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفمو میدونه یا من اشتباه میبینم یا دروغ بود همه حرفات آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفام آرزوم بود که ببینم تو تو رختای سفیدی منو زندگی بی تو باورم نمیشه اصلا میرم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم هی میخوام بگم مبارک ولی بغضم نمیذاره قطر ه قطره های اشکو به تو امشب هدیه کردم اما کاش اشکام نبودن تورو واضح تر میدیدم دلخوشیم همین یه نامه ست گرچه اینم خیس خیسه برو خوشبخت شی عزیزم خیلی عاشق تو بودم قابل توجه ! بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها نتیجه رودربایستی ای هستند که «دوستت دارم» ها ایجاد می کنند ، جدی نگیرید ! مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم من ، با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم …… این شعرها دیگر برای هیچکس نیست آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست اجازه خدا؟؟ میشه من ورقه مو بدم؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده ولی من دیگه خسته شدم... خسـتـه ام از تکـرارِ شنـیـدنِ می مـانـدی گـاهی فقـط گـاهـی ، بـا یـک نـگـاه بـا یک نـفس شایـد ، مـواظبـم بـودی ... ﻣــﻦ، ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺳﻤـــﺎﻥ یک ﺑــــﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤــــﺎﻡ ﺯﻣﯿــــﻦ،یک ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ... ﻭ ﺍﺯ ﺗﻤــــﺎﻡ ﺗـــــﻮ،یک ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﻔــــﻞ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣـــــﻦ.... بیزارم از این دو رویی و نیرنگ یک رنگی کودکانه میخواهم ای مرگ از آن لبان خاموشت یک بوسه ی جاودانه میخواهم بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته ! مردهای چشم چران ، زن های خائن دخترهای پول پرست و پسرهای شهـو تـی! ... ... ... ... پس چه شد ؟ چیدن یک سیب و اینهمه تقاص ؟ بیچاره آدم بیچاره آدمیت هیــــــــــــس! دانلود آهنگ ازم جدایی از رضا عطااللهی (کاری از بچه های دزفول) واقعا قشنگه دوتا اهنگ خوشگل دیگه از بچه های دزفول حیفه از دستش ندین مریم - محمد ترابی http://www.mp3upload.ca/music/download/62038 سر پل دزفول گر تو سبزی سبزم " گر تو شادی شادم" من زشیرینی توفرهادم " وطنم،ایرانم عید نوروز مبارک بادم " که تو ابادی و من ازادم آغاز سال 7037 میترایی(آریایی) و 3750 زرتشتی و 2570 شاهنشاهی و 1391 خورشیدی را به شما دوستای گلم تبریک و شادباش عرض میکنیم_در پناه اهورامزدا "سال نو مبارک " اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم . شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است... بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان نه از دین . کاش آنهایی که ما را از دوستی با جنس مخالف با آتش جهنم می هراسانند بدانند که می دانیم حتی نمازشان هم بخاطر همخوابی با حوریان بهشتی است!!!! 4شنبه سوری که مجردی از رو آتیش بپریم فقط دلمونو میسوزونه؛ دلمون بسوزه ازدیدن عاشقایکه دست تودست هم از رو آتیش میپرن! مبارک دلسوخته ها یکی می پرسد : اندوه تو از چیست ؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟ برایش صادقانه می نویسم : برای آنکه باید باشد و نیست . عمو نوروز نیا اینجا که این خونه عزاداره پدر خرج شب عید یه سال قبلو بدهکاره برادر گم شده پشت سرنگای فراموشی تن خواهر شده پر پر تو بازار هم آغوشی عمو نوروز تو این خونه کسی چشم انتظارت نیست تا وقتی نون و خوشبختی میون کوله بارت نیست روزمرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت چه رســم عجــیبی اسـت! آنکه دوستـش نـداری آنکه دوستــش داری اسب ها درشکه را کشیده اند ولی انعام را درشکه چی گرفته است . به چشمان اسبش چشم بند زده و بر دهانش پوزه بند تا کم ببیند و دم نزند ......... چه آشناست زندگیه درشکه چی و اسب هایش.... "وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدیات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است، گفت تا آن تاریخ میتواند زبان فرانسه یاد بگیرد، وقتی مریل استریپ درباره جزییات کارگردانی یا بازی صحنههای مختلف فیلم میپرسید و با اشتیاق گفت دوست دارد با تو کار کند، وقتی استیون اسپیلبرگ گفته بود که اعتقاد دارد جدایی نادر از سیمین با فاصله زیاد بهترین فیلم امسال دنیاست من غرق در غرور شدم پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده! پسر : اون که 100% ... هیکلت همیشه قشنگ بوده .. اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد ...! دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی :( ؟ خیلی هیــــــــــــــزی! پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم .. هیکلت واسم مهم نبود پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!! دختر : یعنی الان میرم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!! پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه ! دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!! پسر: جان مادرت بیخیال شو سلامتی اون سربازی که ۵۵ دقیقه واستاد تو صف تلفن که ۳ دقیقــه با عشقش حرف بزنه، ولی هرچقد زنگ زد بازم پشتخطی بود ... نصیحتم نکن ... تو چه می دانی ...از حال و روز کسی که فرشتهها بی حجابند برای پاک بودن هیچ نیازی به پوشاندن نیست حجب و حیا ذاتیست... آخ عشقم چه زیبا اجرا میکنی... خط به خطه تمام گفته هایم را... خواسته هایم را... اگه محدود به یک انتخاب باشی کدوم گزینه ی زیر رو انتخاب میکنی؟ 2. کسی که عاشقشی ولی اون اینو قبول نمیکنه و فقط میخواد باهات یه دوست باقی بمونه جوابتو با دلیل برام بنویس ببخش مرا... من نتوانستم آن کسی باشم که میخواستی... تو عاشق بودی و من... کس دیگری نبود... من درگیر خودم بودم... من توان عاشقی ندارم... نمیخواهم ناز کنم... من ناز کردن بلد نیستم... اگر هم نبخشیدی مهم نیست... دیگر هیچ چیز مهم نیست... من تمام تلاشم را کردم... عشق را حس نابی میدانستم... که نه دلگیر میشود نه غرور را میفهمد... انسانها اشتباه میکنند... من هم انسانم نازنین... اشتباه کردم... عشق را باید پر از کینه و دروغ میدیدم... اشتباه من این بود که لیلی و مجنون را خواندم... من در این زمان نبودم... باور کن اکنون زندگی زیباتر است... تو هم عشق را بسپار به افسانه ها... افسانه ها بهترین مکان برای عشق اند مــــرد اونــــه که قلبتــــو شـــــارژ کنــــه نه سیــــم کارتتـــــو !!! بفهــــــــــم . . . ای فلک گر من نمی زادی اجاقت کور بود؟ من که خود راضى به این خلقت نبودم زور بود؟ من که باشم یا نباشم کاردنیا لنگ نیست من بمانم یا بمیرم هیچ کسی دلتنگ نیست... همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود " -یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " -قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " -مقداری خرد پشت " چه بدونم" -و اندکی درد پشت" اشکالی نداره" هست. یادته گفتی به شرافتم قسم تا آخرش هستم؟ شرافتت پیش من گرو مونده تو مرا که خودم کوچ کنم از شهرت .. بکنم دل ز دل چون سنگت .. ... تو خیالت راحت .. ... ... می روم از قلبت .. می شوم دورترین خاطره در شب هایت تو به من می خندی .. و به خود می گویی: باز می آید و می سوزد از این عشق ولی .. بر نمی گردم نه! می روم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد .. عشق زیباست و حرمت دارد .. تو بمان .. دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت سرد و بی روح شده است .. سخت بیمار شده است .. تو بمان در شهرت وقتی دیگه به سراغت نمیام فکر نکن که نـــــــــــه.. من فقط فهمیده ام وقتی دلت با من نیست بودنت مشکــــــلی را حل نمیکند .. تنها دلتنگترم میکند .. توی زندگیت به بعضی ها باید بگی : فقط تو برو گـــــم شو میترسم بگویم کسی بشنود و چشمی شور باشد ... نگفته در دهانم یخ بزند عاشقانه هایم از سکوتم امـــا تو بخـــوان هــــمه را استاد:وقتی بزرگ شوی چه میکنی؟ شاگرد:عروسی استاد:نخیر منظورم اینست که چکاره میشوی؟ شاگرد:داماد استاد:منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چه میکنی؟ شاگرد:زن میگیرم استاد:احمق،وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی؟ شاگرد:عروس میارم استاد:لعنتی،پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهد؟ شاگرد:نوه باز هم ولنتاین و باز هم صف دراز عروسک فروشیها و کادوهای رنگارنگ و خریداران بسیار ... و قصه ی تکراری تنهایی من ؛ و تردید در آن آیه که می گوید : همه ی شما را جفت آفریدیم ... !!! ماکه کسی رو نداریم ولنتاین شما مبارک این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم !! دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم و نه هراس از دست دادن را .. هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد دلم هوای خودم را کرده است هــیس ! چشم گذاشتم! رفتی...... اما... تا همیشه شمردن شرط بازی نبود... چه خبـ ـر از دل تـ ـو....؟ یا به یک خنـ ـده ی چشـمان پر از نـ ـاز کـسی میمیرد...؟ چـه خبـ ـر از دل تـ ـو....؟ دل مغـ ـرور تو هـم مثل دل عاشـ ـق من میگیرد....؟ ... مثـل رویـ ـای رسیدن به خـ ـدا.... همـه شـ ـب تا به افـ ـق دل من نیـ ـز به آزادگـی قلـب تـ ـو ..........پـ ـر میگیرد ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم زندگی میکنند و بر حسینی میگریند که ازادانه زیست اینجا جایی ست که ××× فاحشه ها را سنگسار میکنند..... و کسی نمی داند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه ..!!! ××× خواندم فاتحه شهری را که در آن حجم باسن و سینه، مدل ماشین و پول، تکلیف روابطشان را روشن می کند . . . ××× ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻥ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﻨﺪ،ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﺮوند ××× مردمی که تمام گناهشان را به گردن دولتشان انداختند و یادشان رفت ، ××× ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم یه روز بهم گفت: میخوام باهات دوست باشم؛ آخه میدونی؟!… من اینجا خیلی تنهام یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه میدونی؟!… من اینجاخیلی تنهام یه روز دیگه گفت: می خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا… آخه میدونی؟ …من اینجا خیلی تنهام بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه! من هم خیلی تنهام یه روز تو نامهش نوشت:من اینجا یه دوست پیدا کردم !اخه میدونی؟!… من اینجاخیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم فکر خوبیه! من هم خیلی تنهام روز بعد نوشت: من این دوستمو خیلی دوسش دارم …آخه میدونی؟!… من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه!من هم خیلی تنهام یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم! آخه میدونی؟!… من اینجا خیلی تنهام براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم! فکر خوبیه! من هم خیلی حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم ولی چیزی که نمی دونه اینه که من هنوزم ……..خیلی تنهام گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد ؛ که بیاد تو تنهاییم .... و من کاش اون لحظه ای که یکی ازت می پرسه حالت چطوره؟ وتو جواب میدی خوبم کسی باشه که محکم بغلت کنه وآروم تو گوشت بگه میدونم خوب نیستی. زاین شاخه به ان شاخه پریدن ممنوع درذهن بجزتو آفریدن ممنوع غیر ازتو ورود دیگران درقلبم عمرا ابدا هیچ اکیدا ممنوع... آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند! همان ها که برای... همه لبخند دارند! همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند! آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد؛ ... ... ... ... عمرشان کوتاه است!! آدم های ساده را دوست دارم! بوی ناب “ آدم ” می دهند روزی می رسد که برگ برنده "دل" می شود ولی دیگر تو حاکم نیستی همیشه احساس تنهایی احتمال شروع یک رابطه احمقانه را بیشتر میکند....!!! راستی ! به نظر شما یک زن نمیتواند هم زیبایی داشته باشد هم حجاب؟؟؟ اینجا زمین است ، زمین گرد است ! تویی که مرا دور زدی ..... فردا به خودم خواهی رسید !!!! حال و روزت دیدنیست همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت تنها امده ام ٬ دلم واسه شیطان میسوزه ... ! دروغ نگفت. تظاهر نکرد... حتی به قیمت اخراجش از بهشت... قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر از ماهی هاییست که از زندگی سیرند . هی غریبه ! یه شباهتی بین من و خدا هست! من حرفای اونو گوش نمیدم ؛اونم حرفای منو اگر مجنون شوی تو؛ من لیلی نشوم اگر خسرو شوی تو؛ شیرین نشوم گر شوی سام تو؛من نرگس نشوم یک بار فقط یک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم ! ﺁﻫﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﺗﻮ ﺁﺧﺮﺕ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺸﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻢ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﺎﺵ.... خدایا من خودم برات یه جعبه سیب میخرم ... دیگه زشته ، بسه دیگه ، حله ؟؟! بیایم بهشت ؟؟ چشم تو نه تنها با من با تموم دنیا بد بود اونکه قلب تورو دزدید کارشو چه خوب بلد بود ما نسل بوسه های خیابانی هستیم ، نسل درد و دل با غریبه های مجازی ، نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دختر همسایه ،... نسل پول ماهانه ی وی پی ان ، نسل صف و دعوا ، نسل مانتو های تنگ ، نسل شرت " play boy " هنگام سجده ، نسل شارژهای اینترنی ، نسل " copy , paste " ، نسل جمله های کوروش و دکتر ، نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو ! هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر بـه دلــَم میگویـَم : آטּ یوســِفی هم که برگــَشت به کنعانَش استثنا بـود احساس میکنم بدبازی راباخته ام،حواست هست؟ من یارت بودم نه حریفت؟!.... 
• بهم نریز...!
با دلم بازی نکن
من در بی حوصله گی هایم 
اومدم سراغت اما پر گریه شد وجودم
خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازم
نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم
اون همه قول و قرارو اومدم یادت بیارم
اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم
اینجا گل بارونه امشب چقد این فضا غربیه
چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه
آخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه
حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه
به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم
چه لباسای قشنگی بت میاد چقد عزیزم
خوش سلیقه ام که بودی آره بهتر از من اونه
تاره فهمیدم حسودم دست تو تو دست اونه
حالا تو دست تو حلقست دست اون حلقه تو دستات
بله رو بگو گل من تو ازم خیری ندیدی
حالا هر دو حلقه داریم تو تو دستت من تو چشمام
برو خوشبخت شی عزیزم تو ازم خیری ندیدی
بله رو بگو گل من بگو و شرشو بکن
داره سردم میشه کم کم خیسه از اشکام لباسم
همه گریه ها مو کردم اشکی هم نمونده واسم
میزنم بیرون از اینجا بله رو میگی نباشم
بله رو گفتی تموم شد دیگه این آخر کاره
هق هقم تبریک من بود من واسه تو گریه کردم
امشب تو جشنت عزیزم نمیدونی چی کشیدم
دیگه چشمام نمیبینه دستمم نمی نویسه
آخرین جمله ی نامه م اینه از ته وجودم
این خط _____ و این نشان



نه ! در دلم انگار جای هیچکس نیست
/مـواظـب ِ خـودت بـاش/
تـو اگـر نگـران ِ حـال ِ مـن بـودی
کـه نـمی رفـتی ...
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ....jpg)

آرام تـر بــاشید. . .
عشقــم در آغـوش کسی خوابیـــده
که هر اندازه خوبه عشق ، همون اندازه بی رحمه
چراهایی که رفتم که بفهمم جز تو راهی نیست
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست ...
خلاصم کن
تو خوب سوختن و میشناسی سکوت و از من بهتر
من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خاکستر




بره های این حوالی گرگ را هم میدرند
در پس این زندگی که هزارا شکارچی در کمین است
زنده باد قفس که از همه محکمتر است
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی

سلامتی همه ما مجردا که امشبم باید
4شنبه سوری



اصــرار پــُشــت اصـــرار
انگــار نه انگـار........!!

دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود ...!
دختر : یعنی چی ؟!
پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..!

دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند

منتها برای دیــــــــــگری
1. کسی که عاشقته ولی تو احساس مشابهی رو نسبت بهش نداری
می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختاری به داشتن چهار همسر.....
برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است.....
و تو هر زمان بخواهی (به لطف قانونگزار) می توانی ازدواج کنی.....
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو........
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی......
او می زاید و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی.....
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد......
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی......
او مادر می شود و همه جا می پرسند: نام پدر ؟.....
و هر روز :......
او متولد می شود،عاشق می شود،مادر می شود،پیر می شود و بعد می میرد.....
و قرنهاست که او: عشق می کارد و کینه درو می کند.....
و تو انقدر مردمک چشمهایت تنگ است که این واقعیات در آن نمی گنجد...
زن = مرد



.
.
.
حالا با عشق جدید چیکار میکنی بــــــــی شــــــرف؟
آنقدر آزردی ..
فراموشت کردم یا دیگر دوستت ندارم..
اینبار آنچنان رفتنی ام ...
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من
من چشم می ذارم
دهــقــانِ فــداکــاری شــده ام
کــه تــمــام وجـــــودش را روبرویت بــه آتــش کــشـیــده،
...
و تـــو
قــطاری که
چشم ِ دیدن مرا ندارد
دوست َت دارم
بـَرایِ هَمیـشـــه پلمپ شـُد !
بــِہ جـــرم ِ دوست داشـتَن هـایِ بـی مـورِد
لـطـفـا" دیـگـَر سـراغ آن نَیـاییــد !
حــَتـی بـا مـجـوز رَسـمـی اَز عـَقـل
بـا هـر آهنگی بـاید برقـصی !!!
و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگــ هایـی می زنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش می رقــصم...!!
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که
با پای خود بیایی ، با دل خود ، نه با آرزوی من ! ...

میخـواهَم بــِشنَوَم عـآشــِقانه هایـَش را
کـه درگوشـَش زمـزمـه میکـُند
و بـه یاد بیاوَرم روزی را که
هـمین هارا در گـوشَم زمزمه میکـَرد !!
نفـسش مثل نفسـ ـهای دل کوچـ ـک من میگیـرد...؟
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﻻ
ﺑﯿﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺭﺍ
ﺭﻭ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺣﻞ ﮐﻨﯿﻢ
همخواب امشب تو همش در خواب من است

عشقبازی نمی کنند؛ بلکه همگان، با عشق بازی میکنند!!!
غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی ست!!
فرهنگ ناشی از تفکر یک ملت است
زیر پایم را زود خالی کردی . سلام پر مهرت را باور کنم.یا پاشیدن زهر نا مردیت را
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم! فکر خوبیه!من هم خیلی تنهام
... بهش لبخند زدم و گقتم: آره میدونم! فکر خوبیه! من هم خیلی تنهام
تنهام
حق را به من داد
اما .....
اینها نمی دانند من حق را نمیخواهم
حق که برای من تو نمی شود ....
اجازه ندم ! و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه و بگه :
مگه من مردم که تنها بمونی ... !!!

دلیلش نشنیدن و ندیدن نیست..
سکوتِ من ٬
احترامِ
محبتِ
گذشتِ
دوست داشتنه ...
به خودت بیا ....






تنها می روم...
یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬کم میاوری !
... دل وامانده ات یک نفر را می خواهد...


رو کسی دست گذاشتی
که همه ی دنیامه !
بی وجدان اینقدر راحت به او نگو عزیزم ,...!!
و من بارها خیالم را تختی کردم
برای عشق بازیه تو با دیگری
...
در ذهن زنانه ی من . . .
مرد یعنی تکیه گاهی امن . . . یعنی بوسه ای از روی دوست داشتن .
بدون اندکی شرم !
در ذهن زنانه ی من . . .
مرد یعنی کوه بودن . . .
پر از سخاوت ، پر از حیای مردانه . . .
در کنار این ابهت ، لوس شدن های کودکانه . . .
در ذهن زنانه ی خوشبین ِمن . . .
مرد یعنی دوست می دارمت . . . تو هر لحظه با منی !
تو مردی . . . من بی تو از تمام آفرینش بیگانه ام !
با تمام احساس های ظریفم به بودنت ، کافیست دست رد بزنی !
می روم پی زندگی ام ، برای آرامشت تا بدانی چقدر محترمست این آسایشت .
اگر سکوت کرده ام به روی زندگی ، به پای خوب بودنم نگذار !
روزگار با ضربه هایش مرا لال کرد . . .
فقط گه گداری لبخند می زنم که بداند هنوز هم مقاومم برای ضربه هایش . .


سخت گیجم ...دلتنگم....عصبانی
مرا خر حساب میکنی؟دروغهایت عین روز روشن است
بی تو هم میتوان عاشق شد و عشق را باور کرد و ساخت
قول دادی....کاش بتوانی این بار مردانگی ات را ثابت کنی...
اگر ثابت نکرد....خطابش میکنم دخترک...
بشین و تماشا کن.....

بیا با هم دوس باشیم . روی همدیگرو ببوسیم !
این که میگی از رگ گردن نزدیک تری و این حرفا...
در سطح شعور و درک من نیست....
بغلم کن!

نسل خوابیدن با اس ام اس ،
نسل لایک و پوک از روی قرض ،
نسل کادو های یواشکی ،
نسل خونه خالی و دعوت شام ،
نسل تف ، وسط پیاده رو ،
نسل هل ، توی مترو ،
نسل " شینیون " زیر روسری ،
نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ،
نسل عکسای لختی در ساحل دوبی ،
نسل فتوشاپ ،
نسل دفاع از فاحشه ها ،
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ،
یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم ،بین عذاب 
از
پشت قاب های شیشه ای مانیتور یکدیگر را در
آغوش کشیدیم
تو غمـَت را بـُخور...

| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |






